مباني نظري و پيشينه پژوهش مديريت بدن
فرمت فايل : docx
حجم : 57
صفحات : 48
گروه : مباني و پيشينه نظري
توضيحات محصول :
مباني نظري و پيشينه تحقيق متغير مديريت بدن
داراي 48 صفحه word قابل ويرايش با فرمت doc
داراي منبع نويسي درون متني
منابع پاياني داخلي و خارجي
آخرين سال منابع موجود 1391
بخشي از متن:
مديريت بدن
پيشينه تحقيق
پژوهش درباره مديريت بدن و ارتباط آن با ديگر متغيرهاي اجتماعي، از جمله سبك زندگي، به دو سه دهۀ اخير مطالعات جامعهشناختي مربوط ميشود. سواي تحقيقات بسياري كه جامعهشناسان ديگر جوامع به مقتضاي روابط و مناسبات حاكم بر جامعۀ خود در اين باره انجام دادهاند، در ايران تحقيقات چندي در اين حوزه انجام گرفته كه به چند مورد از آنها اشاره ميكنيم.
آزاد ارمكي و چاوشيان(1381) در مقالهاي با عنوان «بدن به مثابه رسانهي هويت» به بررسي تجربي فرضيهي گسستهشدن شكلهاي هويت از موقعيتهاي ساختاري و پيوند آن با خصوصيات فرهنگي پرداختهاند. جامعهي آماري اين تحقيق كليه افراد 18 ساله و بالاتر ساكن تهران بوده است كه 825 نفر به عنوان حجم نمونهي تحقيق با روش نمونهگيري خوشهاي چند مرحلهاي انتخاب شدهاند. يافتههاي تحقيق حاكي از آن است كه سطوح گوناگون مديريت بدن رابطهي معناداري با متغيرهايي دارد كه آشكارا دلالت فرهنگي دارند، متغيرهايي نظير جنس، سن، تحصيلات، سرمايهي فرهنگي، ديانت، و نگرش سنتي به خانواده.
...
2-2 مديريت بدن در نظريه پردازيهاي جامعه شناختي
رويكردهاي نظري گوناگوني در جامعهشناسي مسئلهي چگونگي شكلگيري بدن در متن وضعيتهاي عيني اجتماعي را مطمح نظر قرار دادهاند. هر يك از اين رويكردها اين پديده را در ابعاد، سطوح، شاخصها و دلالتهاي متفاوت مطالعه كرده است. با اين وصف، وجه مشترك آنها نفي «هستي صرفاً زيستشناختيِ بدن» و تأكيد بر سويههاي اجتماعي و برساختي آن است. فيالمثل، در رويكرد پديدارشناختي به بدن، آنچه محوريت مييابد تجربههاي زيستمند افراد است و اينكه افراد چگونه جهانشان را به شيوههايي معنادار تفسير و خلق ميكنند (ترنر،1995: 247). براي تشريح اصليترين ايدههاي اين رويكرد ميتوان به آراي اروينگ گافمن[1] اشاره كرد. او بر اين نكته تأكيد ميكند كه بين «خود اجتماعي» يا هويت اجتماعي با «خودِ واقعي» فاصله وجود دارد. وي برداشت از «خود» را با رهيافتي نمايشي تشريح ميكند. گافمن با رويكرد نمايشي خود، نقشهاي اجتماعي و موقعيتهاي اجتماعي را تنها نمايشهايي ميبيند كه در زندگي روزمره اجرا ميشوند. به عقيده او، «خودِ» افراد به وسيله نقشهايي كه در اين موقعيتها اجرا ميكنند، شكل ميگيرد و معنا مييابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم «خود» تا اندازه زيادي به بدن فرد اشاره دارد. از ديد او، عاملان بدني يا جسمي نيز رأي جمعكنهايي هستند كه با توسل به همهي روشهاي علامتدهي اجتماعي سعي دارند نظر ديگران را به خود جلب كنند.
[1] -E.goffman
....
2-3 سبك زندگي در نظريه پردازيهاي جامعه شناختي
سبك زندگي در زمرۀ مفاهيم جديدي است كه تغيير و تحولات پديد آمده ضرورت بكارگيري آن را ايجاد كرده است. در واقع، به سبب اين تحولات، جهتگيري نظريههاي اجتماعي در دهۀ اخير به سمت پذيرش اهميت فزايندۀ سبك زندگي در شكلدهي به هويت شخصي و اجتماعي است و مقولاتي همچون تحول منظومههاي ارزشي، تركيببندهاي هويتي، الگوهاي رفتاري، مديريت بدن، الگوهاي مصرف و جز آن به موضوعات محوري نظريه و پژوهش اجتماعي بدل شدهاند. از ديد محققي همچون رابرت باكاك، « مهمترين تحول پديد آمده در قرن اخير گسترش تاريخي مصرف بوده است» (باكاك، 120:1992). اين تحول بهويژه در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم اتفاق افتاد. در اين دوره پيدايش جامعهي مصرفي، بازاريابي محصولات توليد انبوه، شناخت بازار و رفتار مصرفكننده را الزامي ساخت. در نتيجهي رشد اقتصادي، ماشينيشدن كار، افزايش دستمزدها و گسترش وسايل تفريح و فراغت، جامعهاي در غرب صنعتي پديد آمد كه به مقوله تفريح و فراغت اهميت بسيار ميداد. به تدريج، خوردن غذاها و نوشيدنيهاي گرانقيمت، پوشيدن لباسها و زيورآلات تجملي و خريدن وسايل لوكس براي خانههاي مجلل به مسئله اساسي اقشار متوسط مرفه تبديل شد و باعث به وجود آمدن دوران مصرف تودهاي شد ( تيموتي،1388: 18).
....
2-5 چارچوب نظري
محوريت يافتن پديدهي مديريت بدن در جوامع كنوني، كه خطوط تمايز و مرزبنديهاي موجود در آنها به سبب سيطرهي فرهنگ مصرفي بسيار پيچيده و تو در تو شده و اغلب به تناسب اَشكال گوناگون سبكهاي زندگي شكل گرفتهاند، رويكردهاي نظري در جامعهشناسي را وا داشته است تا اين مسئله را در كانون تحليلها و مفهومپردازيهاي خود قرار دهند. بر اين اساس، در اين پژوهش تلاش ميشود تا چارچوب نظري منسجمي كه بتواند رابطهي مديريت بدن و سبك زندگي را در متن جامعه و فرهنگ مصرفيِ كنوني تحليل كند، ارايه گردد. لذا طبيعي است كه مقولهي جامعه و فرهنگ مصرفي، كه در واقع همان زمينه يا بافت عينيِ تعامل دو پديدهي سبك زندگي و مديريت بدن است، در اين چارچوب نظري برجسته باشد و معنا و دلالت آن روشن گردد. امروزه مفهوم فرهنگ مصرفي در ادبيات علوم اجتماعي به چند دليل واجد اهميت است. نخست اينكه در جوامع كنوني، مصرف به محور تعيينكنندهي همه كردارها، ارزشها، ايدهها و هويتها تبديل شده است. ديگر آنكه فرهنگ مصرفي، غيرشخصي و عام است. در اين فرهنگ افراد از محيطهاي شخصي خريد سنتي بيرون ميآيند و خود را در فضاهاي غيرشخصيِ بزرگِ خريد و در ميان عرضهي كالاهاي فرهنگي و غيرفرهنگي گم ميكنند و هر چه بيشتر گم ميشوند، بيشتر لذت ميبرند. آنقدر پرسه ميزنند تا كالاي دلخواه خود را بيابند (سعيدي، در كاظمي، 1387 : 164 ). به تعبير زيمل، اين پرسهزنها، پاساژگردها و فضاگردها زنانياند كه از اين نوع خريد لذت ميبرند (فدرستون، 1380 : 198 ). و دست آخر آنكه فرهنگ مصرفي، به سبب تنوع و تكثر نهفته در آن، آزادي را با انتخاب و زندگي خصوي شناسايي ميكند. مصرفكنندهي جديد خود انتخاب ميكند. از اينرو، اگر زنان و جوانان محور اين فرهنگ مصرفي باشند، ميتوان گفت مصرف تودهاي و عام حق انتخاب افراد را افزايش ميدهد و به دموكراتيزهشدن فضاهاي زندگي ميانجامد (سعيدي، در كاظمي، 1387 : 165 ).
....
برچسب
مباني نظري و پيشينه پژوهش مديريت بدن پيشينه پژوهش مديريت بدن مباني نظري مديريت بدن مباني نظري و پيشينه تحقيق مديريت بدن ادبيات تحقيق مديريت بدن

فرمت فايل : docx
حجم : 57
صفحات : 48
|
گروه : مباني و پيشينه نظري |
توضيحات محصول :
مباني نظري و پيشينه تحقيق متغير مديريت بدن
داراي 48 صفحه word قابل ويرايش با فرمت doc
داراي منبع نويسي درون متني
منابع پاياني داخلي و خارجي
آخرين سال منابع موجود 1391
بخشي از متن:
مديريت بدن
پيشينه تحقيق
پژوهش درباره مديريت بدن و ارتباط آن با ديگر متغيرهاي اجتماعي، از جمله سبك زندگي، به دو سه دهۀ اخير مطالعات جامعهشناختي مربوط ميشود. سواي تحقيقات بسياري كه جامعهشناسان ديگر جوامع به مقتضاي روابط و مناسبات حاكم بر جامعۀ خود در اين باره انجام دادهاند، در ايران تحقيقات چندي در اين حوزه انجام گرفته كه به چند مورد از آنها اشاره ميكنيم.
آزاد ارمكي و چاوشيان(1381) در مقالهاي با عنوان «بدن به مثابه رسانهي هويت» به بررسي تجربي فرضيهي گسستهشدن شكلهاي هويت از موقعيتهاي ساختاري و پيوند آن با خصوصيات فرهنگي پرداختهاند. جامعهي آماري اين تحقيق كليه افراد 18 ساله و بالاتر ساكن تهران بوده است كه 825 نفر به عنوان حجم نمونهي تحقيق با روش نمونهگيري خوشهاي چند مرحلهاي انتخاب شدهاند. يافتههاي تحقيق حاكي از آن است كه سطوح گوناگون مديريت بدن رابطهي معناداري با متغيرهايي دارد كه آشكارا دلالت فرهنگي دارند، متغيرهايي نظير جنس، سن، تحصيلات، سرمايهي فرهنگي، ديانت، و نگرش سنتي به خانواده.
...
2-2 مديريت بدن در نظريه پردازيهاي جامعه شناختي
رويكردهاي نظري گوناگوني در جامعهشناسي مسئلهي چگونگي شكلگيري بدن در متن وضعيتهاي عيني اجتماعي را مطمح نظر قرار دادهاند. هر يك از اين رويكردها اين پديده را در ابعاد، سطوح، شاخصها و دلالتهاي متفاوت مطالعه كرده است. با اين وصف، وجه مشترك آنها نفي «هستي صرفاً زيستشناختيِ بدن» و تأكيد بر سويههاي اجتماعي و برساختي آن است. فيالمثل، در رويكرد پديدارشناختي به بدن، آنچه محوريت مييابد تجربههاي زيستمند افراد است و اينكه افراد چگونه جهانشان را به شيوههايي معنادار تفسير و خلق ميكنند (ترنر،1995: 247). براي تشريح اصليترين ايدههاي اين رويكرد ميتوان به آراي اروينگ گافمن[1] اشاره كرد. او بر اين نكته تأكيد ميكند كه بين «خود اجتماعي» يا هويت اجتماعي با «خودِ واقعي» فاصله وجود دارد. وي برداشت از «خود» را با رهيافتي نمايشي تشريح ميكند. گافمن با رويكرد نمايشي خود، نقشهاي اجتماعي و موقعيتهاي اجتماعي را تنها نمايشهايي ميبيند كه در زندگي روزمره اجرا ميشوند. به عقيده او، «خودِ» افراد به وسيله نقشهايي كه در اين موقعيتها اجرا ميكنند، شكل ميگيرد و معنا مييابد. گافمن ضمن استفاده از مفهوم «خود» تا اندازه زيادي به بدن فرد اشاره دارد. از ديد او، عاملان بدني يا جسمي نيز رأي جمعكنهايي هستند كه با توسل به همهي روشهاي علامتدهي اجتماعي سعي دارند نظر ديگران را به خود جلب كنند.
[1] -E.goffman
....
2-3 سبك زندگي در نظريه پردازيهاي جامعه شناختي
سبك زندگي در زمرۀ مفاهيم جديدي است كه تغيير و تحولات پديد آمده ضرورت بكارگيري آن را ايجاد كرده است. در واقع، به سبب اين تحولات، جهتگيري نظريههاي اجتماعي در دهۀ اخير به سمت پذيرش اهميت فزايندۀ سبك زندگي در شكلدهي به هويت شخصي و اجتماعي است و مقولاتي همچون تحول منظومههاي ارزشي، تركيببندهاي هويتي، الگوهاي رفتاري، مديريت بدن، الگوهاي مصرف و جز آن به موضوعات محوري نظريه و پژوهش اجتماعي بدل شدهاند. از ديد محققي همچون رابرت باكاك، « مهمترين تحول پديد آمده در قرن اخير گسترش تاريخي مصرف بوده است» (باكاك، 120:1992). اين تحول بهويژه در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم اتفاق افتاد. در اين دوره پيدايش جامعهي مصرفي، بازاريابي محصولات توليد انبوه، شناخت بازار و رفتار مصرفكننده را الزامي ساخت. در نتيجهي رشد اقتصادي، ماشينيشدن كار، افزايش دستمزدها و گسترش وسايل تفريح و فراغت، جامعهاي در غرب صنعتي پديد آمد كه به مقوله تفريح و فراغت اهميت بسيار ميداد. به تدريج، خوردن غذاها و نوشيدنيهاي گرانقيمت، پوشيدن لباسها و زيورآلات تجملي و خريدن وسايل لوكس براي خانههاي مجلل به مسئله اساسي اقشار متوسط مرفه تبديل شد و باعث به وجود آمدن دوران مصرف تودهاي شد ( تيموتي،1388: 18).
....
2-5 چارچوب نظري
محوريت يافتن پديدهي مديريت بدن در جوامع كنوني، كه خطوط تمايز و مرزبنديهاي موجود در آنها به سبب سيطرهي فرهنگ مصرفي بسيار پيچيده و تو در تو شده و اغلب به تناسب اَشكال گوناگون سبكهاي زندگي شكل گرفتهاند، رويكردهاي نظري در جامعهشناسي را وا داشته است تا اين مسئله را در كانون تحليلها و مفهومپردازيهاي خود قرار دهند. بر اين اساس، در اين پژوهش تلاش ميشود تا چارچوب نظري منسجمي كه بتواند رابطهي مديريت بدن و سبك زندگي را در متن جامعه و فرهنگ مصرفيِ كنوني تحليل كند، ارايه گردد. لذا طبيعي است كه مقولهي جامعه و فرهنگ مصرفي، كه در واقع همان زمينه يا بافت عينيِ تعامل دو پديدهي سبك زندگي و مديريت بدن است، در اين چارچوب نظري برجسته باشد و معنا و دلالت آن روشن گردد. امروزه مفهوم فرهنگ مصرفي در ادبيات علوم اجتماعي به چند دليل واجد اهميت است. نخست اينكه در جوامع كنوني، مصرف به محور تعيينكنندهي همه كردارها، ارزشها، ايدهها و هويتها تبديل شده است. ديگر آنكه فرهنگ مصرفي، غيرشخصي و عام است. در اين فرهنگ افراد از محيطهاي شخصي خريد سنتي بيرون ميآيند و خود را در فضاهاي غيرشخصيِ بزرگِ خريد و در ميان عرضهي كالاهاي فرهنگي و غيرفرهنگي گم ميكنند و هر چه بيشتر گم ميشوند، بيشتر لذت ميبرند. آنقدر پرسه ميزنند تا كالاي دلخواه خود را بيابند (سعيدي، در كاظمي، 1387 : 164 ). به تعبير زيمل، اين پرسهزنها، پاساژگردها و فضاگردها زنانياند كه از اين نوع خريد لذت ميبرند (فدرستون، 1380 : 198 ). و دست آخر آنكه فرهنگ مصرفي، به سبب تنوع و تكثر نهفته در آن، آزادي را با انتخاب و زندگي خصوي شناسايي ميكند. مصرفكنندهي جديد خود انتخاب ميكند. از اينرو، اگر زنان و جوانان محور اين فرهنگ مصرفي باشند، ميتوان گفت مصرف تودهاي و عام حق انتخاب افراد را افزايش ميدهد و به دموكراتيزهشدن فضاهاي زندگي ميانجامد (سعيدي، در كاظمي، 1387 : 165 ).
....
مباني نظري و پيشينه پژوهش مديريت بدن پيشينه پژوهش مديريت بدن مباني نظري مديريت بدن مباني نظري و پيشينه تحقيق مديريت بدن ادبيات تحقيق مديريت بدن


پاورپوینت تحلیل و بررسی آشنايى با SPSS